تبلیغات
در این سایت گردشگری کنید - سوتی ایرانی
یکشنبه 28 شهریور 1395

سوتی ایرانی

   نوشته شده توسط: سعید قاسمی    نوع مطلب :مطالب جالب و خواندنی ،

دیروز اومدم با یکی از مدیرامون خداحافظی کنم گفتم خسته نباشید خداحافظ تا اون بخواد جواب بده گفتم خواهش میکنم به سلامت یهو نصف شرکت زدن زیر خنده رسما آبروم رفت

* * *

تو خاکسپاری بابابزرگم بودیم دقیقا وقتی جنازه رو گذاشتن تو قبر همه در حال گریه کردن بودن که آخرین دائیم که کوچکترین بچه بابابزرگم هم هست در همون حال گریه و زاری برگشت گفت بابا چرا رفتی ؟ من فقط همین یه بابا رو داشتم بابا.
هیچکی نفهمید چی گفت ولی من که فهمیده بودم همون لحظه ترکیدم از خنده هم اشکم یکم در اومده بود هم میخندیدم گفتم که مگه چند تا بابا میخاستی داشته باشی؟
آقا گفتن همانا و یه فصل کتک مشتی از کل فامیل خوردن همان!سر هفتم و چهلم بابابزرگم راهم ندادن!گذشت تا سر سالش اونوقت تازه فهمیدن دائیم چی گفته بود و از من معذرت خواهی کردن!
یادش بخیر یه هفته قبل از فوتش با دخترخالم عقد کرده بودیم خانمم (همون دخترخاله سابق و زن فعلی) خیلی بابابزرگم رو دوست داشت همون روز خاکسپاری که من این سوتی رو دادم اومد یه کشیده بهم زد و گفت باید طلاقم بدی!اما گذشت و چهار سال پیش دوقلوهای دخترمون دنیا اومدن!خوش باشین

* * *

یه روز سر کارم بودم تو یه برج تجاری کار میکنم یهو تلفنم زنگ زد یکی از اون طرف خط گفت از تاکسی بیسیم 1818 تماس میگیرم شما ماشین خواستین من گفتم نه و قطع کردم بعد به فکرم رسید از نگهبانی برج بپرسم شاید اونا بدونن زنگ زدم نگهبان گوشی رو برداشت گفت آره لطف کنین دوباره خودتون تماس بگیرین بگین تاکسی رو بفرستن منم بدون اینکه فکر کنم دگفتم من شمارشو ندارم بعد که قطع کردم یادم اومد تاکسی بیسیم 1818 است اسمش آخر وقت روم نمیشد از برج برم بیرون از خجالت

* * *

یه روز داشتم به دوستم که بند کفشاشو درست میکرد نگاه میکردم همونطور هم خودم داشتم ساندویچ میخوردم یه دفه بجای اینکه بگم لقمه تو گلوم گیر کرده بهش گفتم بندکفش تو گلوم گیر کرده،بعد هر دو زدیم زیر خنده همونجا دوستم سوتی منو تو دفترچه اش یادداشت کرد.

* * *

میخواستم برم داروخانه با ماشین رفتم وقتی رسیدم ماشین رو جایی پارک کردم وقتی کارم تموم شد رفتم سمت ماشین اما دیدم کلید در ماشین رو باز نمیکنه یه چند دقیقه ای درگیر بودم اولش فکر کردم کلیده شاید مشکلی پیدا کرده اما وقتی با دقت توی ماشین رو نگاه کردم دیدم روکش صندلی ها فرق کرده یکم رفتم عقبتر دیدم اصلا این ماشین من نیست ماشینم جلوتر پارک کرده بودم خلاصه دوروبرم رو یه نگاهی کردم تا کسی منو بجای دزد نگیره …بدوبدو رفتم .

* * *

معلم زبان کلاس دوم راهنمایی صدام زد گفت بیا پای تخته از روی متن بخون.رفتم خوندم گفت ریپیت.گفتم چشم.30 ثانیه بعد دوباره گفت repeat please.گفتم چشم.یه کم به خود ور رفتمو اینور اونورو نگا کردم یهو داد زد Repeat.منم ترسیدم گفتم خوب آقا قشنگ بگو repeat یعنی چه تا همون کارو بکنم.
تا دو هفته بیرون کلاس مینشستم.

* * *

یه بار که دوست شوهرم تازه از سوئد اومده بود. اومد خونه مون با خودش سوغاتی هم آورده بود. کاکائو و یه چیز شیرین که شوهرم گفت این مربای میگو هست که آقای فلانی زحمت کشیدن از سوئد اوردند. بردم خوابگاه اونجا که گفتم یکی از هم اوتاقیام گفت این مربای شقاقوله که سوغات شماله. کلی بهم خندیدند. خلاصه شوخی شوهرم شد سوتی بزرگ من.

* * *

تو کتابخانه ای کار می کنم که هر روز یکی از ما جلو می نشیند تا به مراجعین جواب بدهد . بقیه همکارها کتاب از قفسه می آورندد. یک روز من جلو نشسته بودم همکارهای دیگر داخل مخزن بودند. آقایی آمد گفت: ببخشید کارگراتون امروز نیومدند؟ … گفتم کدوم کارگرا؟ گفت همونهایی که کتاب از قفسه میارند از اون موقع تا حالا هر وقت جلو می- نشینم به همکارایی دیگر می گویم : کارگرام، خوب کار کنید. کلی می خندیم.

* * *

سلام من میخوام سوتی پسر عمومو بگم یه بار مامانم زنگ زد خونه عموم پسر عموم به جای الو گفت کیه؟؟؟ مامان ماهم باحال گفت درو باز کن ما پشت دریم پسر عموم خوشحال رفته آیفونو زده میگه بفرمایید تو و قطع کرده وقتی مامانم تلفنو گذاشت نمیتونست از خنده حرف بزنه نیم ساعت بعد زنگ زده میگه زن عمو چرا نمیاین تو ما داشتیم منفجر میشدیم

* * *

من تو یک کافی نت کار می کنم یه روز یه آقایی اومد گفت یه ثبت نام برای دخترم دارم اگه میشه ثبت نامش کنید من هم کارش رو انجام دادم. شب همون روز همون آقاهه با دخترش اومد مغازه من هم بعد از سلام احوال پرسی خواستم یه چیزی بگم که جلب مشتری کنیم رو کردم به یارو گفتم جواب ثبت نام دختر شما اومد یه دفعه دخترش با عصبانیت گفت کدوم دختر من که ثبت نامی ندارم مگه تو دختر دیگه ای هم داری خلاصه یه دعوایی شد ما هم هر چقدر خواستیم موضوع رو جم جورش کنیم نشد دختره هم فهمید پدرش یه زن دیگه داره ما هم یه چند تا فوش حسابی از اون آقاخوردیم

* * *

یه بار من رفتم باشگاه قرار بود خالم بیاد دنبالم که بریم خونه!من دم در باشگاه وایسادم تا خالم بیاد همون موقع دیدم یه ماشین که از خر شانسی ما عین ماشین خالم بود و طرف زن بود و روسریش عین ماله خالم بود.منم فک کردم اونه رفتم سوار شدم یهو دیدم زنه منو یه جوری نگاه میکنه منم یه نگا اینور و اونور کردم که دیدم خیت شدم سریع پیاده شدمو تا میتونستم دوییدم:))))

* * *

من یه بار با مامانمو دخترعمم داشتیم میرفتیم خونه اون یکی عمم،توراه تاکسی گرفتیم وقتی رسیدیم مامانم گفت مهدیه توحساب کن من پول همرام نیست،دخترعمم گفت زن دایی من پول ندارم،خلاصه هیچکدوم پول نداشتیم مامانم کیف پولشو نیورده بود دخترعمم توکیف پولش فقط یه سکه 10تومنی بود،خلاصه راننده دید پول نداریم یه خنده ای کرد و رفت

* * *

ما یه بار تو کلاس داشتیم تاریخ تولد ها رو میپرسیدیم بعد من گفتم راستی تولد بابام وخالم 1 اسفنده، بعد یکی از بچه یهو گفت یعنی دوقلو هستن؟ سوتی بدی داد ویه 5دقیقه داشتیم روش میخندیدیم (جالب اینجاست بابا 14 سال بزرگتر خالمه)

* * *

وقتی 6 سالم بود مامان و بابام واسه اینکه سر به سرم بذارن بهم میگفتن یه روز یه سطل ماست آوردن دم خونمون دیدیم تو توش بودی واسه همین پوستت اینقدر سفیده منم بچه باور کرده بودم به هرکی میرسیدم میگفتم منو ازتو یه سطل ماست پیدا کردن بعدشم منفجر میشدن از خنده چقدر من مخ بودم!!!!!!!!!!!!!!!

* * *

یه روز رفتم سوپر مارکت آب میوه بخرم سوپر مارکتی گفت چی میخوای گفتم چی دارین گفت پرتقال و هلو و … منم خیلی باکلاس گفتم بی زحمت یه هلولو بده چند نفری که تو مغازه بودن داشتن موزایکا رو گاز میگرفتن

* * *

سرکار بودم ببخشید رفتم دستشویی داشتم توی آینه باتیپ وقیافم حال میکردم یهو دیدم همکارم باعجله اومد وشروع کرد به درآوردن پیرهنش بعدازاینکه درآورد گفتم ببخشید بدین براتون نگهش دارم بنده خدا از خجالت مثل لبو شد گفت حواسو میبینی فکرکردم اومدم حموم ….


برچسب ها: سوتی ، سوتی دادن ، سوتی ایرانی ها ، سوتی ایرانی ، خنده دار ، جک ،

Where is the Achilles heel?
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:21 ب.ظ
Excellent post. I was checking constantly this blog and I am impressed!
Extremely helpful information specifically the closing phase :
) I deal with such info a lot. I used to be looking for this particular information for a
long time. Thanks and good luck.
What is limb lengthening surgery?
جمعه 13 مرداد 1396 07:51 ب.ظ
Can you tell us more about this? I'd like to find out some additional information.
http://crystlechawla.hatenablog.com/about
جمعه 30 تیر 1396 12:42 ق.ظ
magnificent put up, very informative. I'm wondering why the other specialists of this
sector do not notice this. You must continue your writing.
I am sure, you have a huge readers' base already!
nidaalwin.weebly.com
پنجشنبه 29 تیر 1396 08:25 ق.ظ
I love it when people get together and share thoughts.
Great website, stick with it!
http://gratislectern8159.exteen.com
پنجشنبه 29 تیر 1396 07:32 ق.ظ
Today, while I was at work, my sister stole my iPad and
tested to see if it can survive a 40 foot drop, just so she can be a youtube sensation. My apple ipad is now broken and she has 83 views.
I know this is totally off topic but I had to share it with someone!
http://idioticeyesight23.jimdo.com
پنجشنبه 29 تیر 1396 02:16 ق.ظ
I couldn't resist commenting. Exceptionally well written!
http://estellnemani.jimdo.com
چهارشنبه 28 تیر 1396 10:43 ب.ظ
Informative article, totally what I needed.
alicewant.weebly.com
چهارشنبه 28 تیر 1396 01:07 ب.ظ
Asking questions are in fact fastidious thing if you are not understanding anything totally, however this paragraph offers good understanding yet.
shizukokaufusi.weebly.com
چهارشنبه 28 تیر 1396 10:03 ق.ظ
Superb, what a web site it is! This blog gives helpful facts
to us, keep it up.
wenbukovsky.wordpress.com
سه شنبه 27 تیر 1396 04:29 ب.ظ
wonderful issues altogether, you simply received a new reader.

What might you suggest about your submit that you made a few days ago?
Any sure?
http://altheahartis.jimdo.com
سه شنبه 27 تیر 1396 01:13 ق.ظ
I really love your blog.. Excellent colors & theme.
Did you create this amazing site yourself? Please reply back as
I'm looking to create my own site and want to find
out where you got this from or just what the theme is named.
Cheers!
dan1barber7.jimdo.com
جمعه 23 تیر 1396 10:02 ب.ظ
I like the helpful info you provide in your articles.
I will bookmark your weblog and check again here frequently.
I'm quite certain I will learn many new stuff right here!
Best of luck for the next!
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 07:27 ق.ظ
Hello mates, how is everything, and what you desire to say
regarding this post, in my view its really awesome for me.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 10:09 ق.ظ
hello there and thank you for your info – I've certainly picked up anything new from right here.
I did however expertise several technical issues using this site, since I
experienced to reload the web site a lot of times previous to I could get it to load correctly.
I had been wondering if your web hosting is OK? Not that I'm complaining, but sluggish loading instances times will very frequently affect your placement in google and could
damage your high quality score if advertising and marketing with Adwords.
Anyway I am adding this RSS to my e-mail and could look out for much more of your respective intriguing content.
Ensure that you update this again soon.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 06:02 ق.ظ
May I simply just say what a comfort to discover someone that really knows what they are discussing on the web.
You actually know how to bring an issue to light and
make it important. More people have to look at this and understand this side of the story.

I was surprised that you are not more popular since you
surely possess the gift.
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 12:06 ب.ظ
I got this web page from my friend who told me about this website and at the moment this time I am visiting
this site and reading very informative content at this time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر